![]() |
![]() |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:25 توسط رضا |
|
|
ديگر از هر چه هست بيزارم مثل ابر بهـــــار ميــــــــــبارم برو اي آنکه بعد ديـــــــدارت پدرم با نگاه خود ميگـــــــفت مادرم مدتي است ميـــــــگريد کم کم اين روزها خودم دارد يک نفر گفت خوب خواهم شد ديدم از دسـت ميرود عـــمرم گفتم:اي عشق اگر که بعداز اين به تفـــــــنگ بـــرادرم سوگنـــــــد به تو هر چنـــــــد سخــت مديونم هر چه بر من گذشـــــت حقم بود تو گناهـــــي نداري اي زيــــبــــا
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:53 توسط رضا |
|
|
بله دیگه آدم که تو دنیا نباشه وبلاگشم آپدیت نمیشه!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:45 توسط رضا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 19:19 توسط رضا |
|
|
پروانــــه صفت دور دنیا گردیـده ام نامـــــــردم اگر مرد به دنیا دیدم یک رنگی تخم مرغ مرا حیران کرد آن هم بشکستم دورویش را دیدم
سلام بچه ها چه خبر سر نزدین به همراز یا بی خبر اومدین و رفتین؟
به من که خیلی سخت گذشته از همه مهمتر تنهایی داره دیوانم میکنه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:0 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست برقي آرشيو |
| درباره وبلاگ |
شب درويش اگر در غم نان ميگذرد ××روز منعم به غم سود و زيان ميگذرد
|
| نويسندگان |
|
رضا توهم |
| پيوندها |
|
پیش قدم در امور تاسیسات با تجربه و امین [IMG]http://i34.tinypic.com/316ui45.jpg[/IMG] |
|
RSS
|